تبليغاتX
گنجشکی تریاکی
از یه گنجشک با شرح و تفاصیل بالا چه انتظاری میره !!!!!!!
جمجمه ام را

تمثال پناه گرفته در جانم را

سر ریز از شعر

بالا می برم

جامی شراب

در نوشانوش جشن

سلام!

زنان

همه ی زنان

که عاشق داشته اید

که

عاشق

دارید 

گاه

می نشیند

بر دلم

یک سوال

چرا

به پایان نبرم

جمله ی هستی ام را

با نقطه یک گلوله؟

امروز

هر چه باداباد

غزل بدرودم را می سرایم

حافظه! انبوه محبوبه هایم را

در صفحاتی بی انتها

در تالار مغزم

به گرد امدن فرما

از چشمی به چشمی

خنده را

واریز

شب را بگو

اذین بندند

با همه زفافهای پیشین

خنده را

از جسمی به جسمی

واریز

شبی ساز کن

آن سان

که هیچگاه

از یادش نبرد

حالاست

با مهره های پشتم

نی لبک بنوازم.

امروز هرچه بادا باد

غزل بدرودم را می سرایم

............................................

کی میتونه بگه این مال کیه؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 آبان1384ساعت 2:0  توسط پسر شهر آباد |