![]() |
![]() |
|
| از یه گنجشک با شرح و تفاصیل بالا چه انتظاری میره !!!!!!! |
|
...
چقدر سخته که یک مرد با موهای جو گندمی صاف وایسه و به خاطراتش نگاه کنه.
وقتی که یکی بپرسه: می خوای بری تو ؟ فامیلشونی؟
بگه: عموشونم.
( و من گریه کردم. سخت. و یاد آن لبخند پهن تلخ وآن چشم ها جاودانه شد. ) |
|
+ نوشته شده در
جمعه 17 اسفند1386ساعت 19:44 توسط پسر شهر آباد |
|
|
اول اول من اینجام .هه هه هی هی قبلنا |
| جيك جيك |
|
ما هنوز تو برهوتی از دروغ در بدریم...
نرسیدن مقصد ماست با سراب هم سفریم |
|
RSS
|